Untitled Document
صفحه اصلي مدارک مرتبط سايتهاي مرتبط بانک متخصصين فعاليتها تماس با ما پرسشهاي متداول

مهارت:

مهارت در فرهنگ دهخدا به معني زيرکي و رسايي در کار و استادي و زبردستي است. مهارت يک قابليت يادگيري است يا به زباني ديگر استعداد انجام يا پيش بيني نتايج با حداقل صرف زمان و انرژي است (ويکي پديا).

مهارت ها اغلب به دو دسته تقسيم مي شوند:

الف. مهارت هاي حوزه عمومي

ب. مهارت هاي حوزه تخصصي

براي مثال در حوزه کاري، بعضي از مهارت هاي عمومي مي توانند شامل مديريت زمان، کار گروهي، رهبري، خودجوشي و خود انگيزشي و ... باشند. در حالي که مهارت هاي حوزه تخصصي مي توانند فقط براي بعضي از مشاغل بکار روند. مهارت اغلب وابسته به متغيرهاي زيادي است.

مثال:

  • مهارت هاي آموزشي
    • خواندان
    • منطق
    • نقد و انتقاد
  • مهارت هاي ارتباطي
    • گوش دادن
    • صحبت کردن
    • ارتباطات غيرکلامي
    • سواد خواندن و نوشتن
  • مهارت هاي فيزيکي
    • راه رفتن
    • هنرها
    • ورزش
    • مهارت هاي نيروي کار
    • مهارت هاي نوآوري
  • ديگر مهارتها
    • کاريزما
    • مهارت ادراک
    • متقاعدسازي
    • حرفه، شغل
    • حافظه، دانش، تخصص
    • فکر کردن، هوش و IQ

تخصص لازم در تيم‌هاي مديريت دانش
براي اجراي موفقيت‌آميز مديريت دانش، داشتن تيم كاري و منسجم و فعال، مهم است و بايد اعضاي تيم دانش از همه سطوح سازمان انتخاب شده، همچنين داراي مهارت‌ها و تجارب مربوط به كار خود باشند (civie 2000).
زماني مديريت دانش در سازمان تحقق مي‌يابد كه تيم مديريت، كاملا دريابد مديريت دانش چيست، چه كاري براي شركت مي‌تواند انجام دهد و چگونه در سازمان اجرا شده و تحقق مي‌يابد.
براي استقرار تخصصي مديريت دانش در سازمان، به طيف وسيعي از زمينه‌هاي تخصصي نياز است. لذا براي اين كار، به متخصصان دانش يا افراد حرفه‌اي مديريت دانش نياز است كه بايد آنان را در يك تيم مديريت دانش، گرد هم آورد. در اين گروه شانزده زمينه تخصصي كلي بهتر است وجود داشته باشد (Wiig, 1999).
1- مهارت در مديريت پروژه
2- مهارت در صنعت و بازار سازمان
3- مهارت در هدف‌ها، فعاليت‌ها و خط مشي‌ها
4- مهارت در فرايندهاي شغلي
5- مهارت در نظريه‌ها و علم مديريت
6- مهارت در طراحي سازمان و فرايند تغيير
7- مهارت در امور عوامل و تأثيرات فرهنگي و اجتماعي
8- مهارت در روش‌هاي انتقال دانش
9- مهارت در سبك‌هاي كاري دانش‌ورزان و فعاليت‌هاي آنان
10- مهارت در تجزيه و تحليل محيط و طبقه و مدل‌سازي
11- مهارت در روش‌هاي تجزيه و تحليل دانش
12- مهارت در مدل‌سازي و كسب دانش
13- مهارت در خلق دانش و يادگيري
14- مهارت در روش‌هاي طراحي مديريت دانش و استراتژي‌ها
15- مهارت در اطلاعات و فن‌آوري اطلاعات
16- مهارت در فرايند اجراي مديريت دانش

 

شانزده مرحله / فعاليت بالقوه براي معرفي و پياده‌سازي مديريت دانش

1- به دست آوردن پذيرش مديريت: براي موفقيت مديريت دانش، كسب پذيرش و تعهد مديريت و نيز حمايت پياپي او از طرح، داراي اهميت فراواني است. براي به دست آوردن يا تعهد و حمايت، گروه مديريت دانش بايد بتواند پيوند محكمي بين طرح‌هاي مديريت دانش با اهداف، احتياجات و قابليت‌هاي حقيقي حال و آينده سازمان برقرار كند.
نمايش اين ارتباط مي‌تواند از راه‌هايي چون بيان شرايط فشارها و رقابت در بازار، فرصت‌هايي كه مديريت دانش مي‌تواند ايجاد كند تا نيازهاي سازمان در اين رابطه برآورده شود و سرانجام اينكه نمايش قابليت‌هاي بالقوه مديريت دانش مي‌تواند در اين راستا، نقش مثبتي ايفا نمايد.
بنابراين، تنها هنگامي كه مديران، اين بينش و باور را نسبت به مديريت دانش به دست آورند، مي‌توان به طور منطقي از آنان خواست تا در اين زمينه اقدام كنند.

2- ترسيم چشم‌انداز دانش: شناخت طبيعت و نقاط قوت و ضعف دارايي‌هاي دانش شركت و شرايط از ديد رهبري شركت و عمليات‌ها و فشارهاي بازار و فرصت‌ها

3- برنامه‌ريزي استراتژي دانش: تعيين چگونگي حمايت مديران دانش از استراتژي شركت يا واحد كار و ترسيم هدف‌هاي مديريت دانش و اولويت‌ها و منافع مورد انتظار.

4- ايجاد و تعريف گزينه‌ها و ابتكارات بالقوه وابسته به دانش: شناخت فرصت‌ها براي پيشرفت، مثل فرصت‌هايي براي افزايش درآمد، ساختن محصولات و خدمات جديد، ترميم تنگناهاي دانشي و ديگر فعاليت‌هاي مربوط به دانش به وسيله حمايت از بخش مربوط و تنظيم اولويت‌ها براي شركت و بازسازي تأثيرات و سود مورد انتظار از آنها.

5- توصيف انتظارات از سود براي ابتكارات مديريت دانش: تعيين انتظارات براي اولويت‌بندي، هدايت، اجرا و نشان دادن تأثير تلاش‌هاي مديريت دانش.

6- تنظيم اولويت‌هاي مديريت دانش: تعيين اولويت‌ها براي فعاليت‌هاي مبتني بر استراتژي مديريت دانش، انتظارات براي سود خالص، احتياجات و فراهم كردن قابليت‌ها

7- تعيين نيازهاي كليدي دانش: شناختن دانش لازم براي ارائه كار با كيفيت در سمت‌هاي كليدي با پيچيده

8- به دست آوردن دانش كليدي: كسب دانش لازم براي كارها و عمليات حساس و مهم از درون و بيرون سازمان.

9- ايجاد برنامه‌هاي جامع انتقال دانش: مانند هماهنگ كردن برنامه‌ةاي آموزشي. ايجاد شبكه‌هاي تخصصي يا مبادله دانش تخصصي همچون سلسله مراتب نظري و استراتژي‌هاي ذهني براي شاغلان

10- انتقال، توزيع و بكارگيري دارايي‌هاي دانش: سازمان دادن و انتقال دانش تخصصي به شاغلان و شكل دادن دوباره، گسترش و بهره‌برداري از دانش به وسيله استفاده مؤثر از بهترين دانش در همه كارهاي روزانه و جاري

11- ايجاد و به‌روز در آوردن زيرساخت مديريت دانش: ايجاد و نگهداري زيرساخت‌هاي لازما براي انجام مديريت دانش

12- اداره دارايي‌هاي دانش: ايجاد، تجديد، ساخت و سازمان دادن دارايي‌هاي دانش براي تعيين اولويت فرصت‌هاي دانش

13- ايجاد برنامه‌هاي تشويقي: دادن انگيزه به كارمندان براي هوشمندانه عمل كردن. انگيزه‌هايي چون نوآور بودن، تسهيم دانش، تلاش براي به دست آوردن دانش (مثل دروس فرا گرفته شده) يا پاسخ به درخواست‌هاي افراد به هنگام رويارويي با وضعيت‌هاي ناآشنا، مشكل و غيره.

14- هماهنگ ساختن فعاليت‌ها و عملكردهاي مديريت دانش در سراسر سازمان: شناخت فعاليت‌هاي مربوط به مديريت دانش و ياري كردن آنها به منظور هماهنگ ساختن، همكاري و تشريك مساعي و ايجاد قابليت‌ها و فعاليت‌هاي باارزش.

15- تسهيل مديريت متمركز بر دانش: همچون ارائه فعاليت‌هاي سطح بالا براي تغيير الگوي خدماتي مشتري، فرهنگ، محيط كاري، فلسفه و فعاليت‌هاي مديريت، فعاليت‌هاي عملياتي، حق تصميم‌گيري، گردش كار و فرصت‌هايي براي عملكرد هوشمندانه.

16- نظارت بر مديريت دانش: ارائه بازخور در پيشرفت و اجراي برنامه و فعاليت‌هاي مديريت دانش